بیوگرافی و زندگینامه

ميرزا رضا كلهر فرزند رحيم بيك ، در سال 1245 هجري قمري ، در منطقه كلهر كرمانشاه به دنيا آمد . در آغازجواني به مقتضاي ايلي به سواري و تيراندازي متمايل گشت ، اما بعد ها به خوشنويسي روي آوردو به تهران رهسپار شد و نزد « ميرزا محمد خوانساري » تعليم خط گرفت . كلهر به سرعت از استادش پيشي گرفت و ناگزير خطوط به جا مانده از مير عماد را سرمشق قرار داد. وقتي كه آوازه او در افواه مردم پيچيد ، ناصرالدين شاه قاجار او را دعوت نمود و مدتي به شاگردي نزدكلهر مشق خط نمود. علاقه شاه به وي هيچگاه باعث نگرديد به درآمد دربار متكي گردد و با حقوق اندكي كه از راه كتابت دريافت مي داشت روزگار گذراند، تا سرانجام در سال 1310 ه، ق. بر اثر بيماري وبا درگذشت. يكي از مسائل مهم دوران كودكي ميرزا رضا كلهر ، جنگها و برخوردهاي قبيلگي و طايفه اي بود . در يكي از همين جنگها زخمي بركلهر وارد شد و باعث كم شنوايي او تا آخر عمر گرديد . اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : ميرزا رضا كلهر بر اساس نظام ايلي ، از سن ده دوازده سالگي به آموختن فنون رزمي و سوار كاري پرداخت و جسم خام را در بوته ممارست آماده نمود . تحصيلات رسمي و حرفه اي : از آنجايي كه همه قبيله كلهر عالمان دين و شعر بودند از روي ميل و قريحه شخصي به مشق خط رغبت يافت و پس از چند مشقي در نزد خوشنويسان ايل كه همه از بني اعمام او بودند ، به دليل اغنا نشدن از اين فراگيري ، راهي تهران شد . وي در خط نوآموز مكتب استاد ميرزا محمد خوانساري كه او نيز شاگرد محمد مهدي تهراني بوده است تعليم خط گرفت . پس از آن به اصفهان رفت و از روي خطوط و كتيبه هاي ميرعماد در تكيه ميرفندرسكي به مشق پرداخت . خاطرات و وقايع تحصيل : از حالات منحصر به فرد ميرزا رضا كلهر اين بوده است كه وقتي به نوشتن مي پرداخت يك روز فقط در تمرين يكي از حروف الفبا همچون ح - ف - ل- ن- ي مي پرداخت و در پايان روز از ميان آن همه تمرين يك يا چند كلمه را كه نظر مشكل پسند او را جلب مي كرد انتخاب و نگهداري مي نمود . ميرزا رضا كلهر پس از استفاده از محضر اساتيد تهران ، با شنيدن اين موضوع كه در قزوين بر سر درب حمامي ، قطعه اي از مير عماد وجود دارد عزم آن دياركرد و از روي آن نكته ها آموخت و مشق ها كرد . استادان و مربيان : كلهر خط را ابتدا در نزد خوشنويسان ايل كه همه ازبني اعمام او بودند آموخت سپس به نزد ميرزا محمد خوانساري رسيد و از محضر اين استاد استفاده نمود . از وقايع و رويدادهاي بوقوع پيوسته در دوران ميانسالي ميرزا رضا كلهر ، مي توان احضار وي از سوي ناصرالدين شاه را نام برد : « چون صيت شهرت ميرزا رضا كلهر به سمع ناصرالدين شاه رسيد وي را احضار و نوازش نمود و به قولي اندكي هم نزد او مشق كرد و شاه اراده نمودوي را در وزارت انطباعات بكار گمارد از آنجا كه مردي آزاده و بلند همت بود به واسطه استغناي طبعي كه داشت قبول نكرد .» كلهر همراه با جنبش زمان خود همگام با رهبران نهضت هاي عقيدتي محضر خود را محفل انتقاد مستقيم از حكومت استبدادي و عادات و رفتار نكوهيده دولتمردان قرار داد . عبد الله مستوفي يكي از شاگردان كلهر چنين مي گويد : « در مجلس مشق خود از سياست حرف مي زد و از رفتار حكومت بدون هيچ پرده پوشي آنچه را مخالف تصور مي نمود نقادي مي كرد ، بزرگترين گناه ميرزا يوسف صدراعظم ، در نظر ميرزا درويش بازي او بود ، از امين السلطان بي اندازه مزمت مي كرد و مثل همه كرمانشاهي ها كه كلمه قربان را در موارد محبت و يگانگي بيشتر از احترام به كار مي برند به ما مي گفت قربان ! اتمام عادات زشت ناصرالدين شاه كه در اين اواخر از او به ظهور مي رسد ، از رويه اي است كه اين مرد و پدرش به او آموخته اند ، مخصوصا خيلي از پول دادن بلاعوض امين السلطان به اين و آن نقادي كرده و مي گفت قربان اين مرد همه اين كشور را گدا كرد . » ميرزا رضا كلهر در روز جمعه بيست و پنجم محرم الحرام سال 1310 در سن 65 سالگي به مرض وباي عام تهران در گذشت . كلهر از راه خط نويسي و حق الكتابه مختصر درآمدي داشت و از آن راه زندگي مي كرد . اگرچه وي به دستور ناصر الدين شاه دعوت به كار در وزارت انطباعات گرديد، ليكن او نپذيرفت و تنها به آن قانع شد كه هر وقت مايل باشد براي اداره انطباعات كه زير دست محمد حسنخان صنيع الدوله ( همان اعتماد السلطنه ) كتابت كند و اجرت آن را بگيرد. اعتماد السلطنه خود در كتاب ‹‹ المآثر و الآثار›› در احوال ميرزا رضا چنين مي نويسد: «« هنوز از ديوان اعلي راتبه نخواسته و جراية نگرفته است و برگ و ساز مماش همي از اجرت كتابت مي كند و به هنر بازو و حاصل سرپنجه خويشتن روزگار مي گذراند. » ميرزا رضا كلهر پس از رسيدن مرحله استادي و تبحردرخط نستعليق ، تعليم خط را آغاز نمود . از جمله جاهايي كه وي در آنجا به كار تدريس پرداخت نزد ناصرالدين شاه قاجار بود مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : ميرزا رضا كلهر فرزند رحيم بيك ، در سال 1245 هجري قمري ، در منطقه كلهر كرمانشاه به دنيا آمد . در آغازجواني به مقتضاي ايلي به سواري و تيراندازي متمايل گشت ، اما بعد ها به خوشنويسي روي آوردو به تهران رهسپار شد و نزد « ميرزا محمد خوانساري » تعليم خط گرفت . كلهر به سرعت از استادش پيشي گرفت و ناگزير خطوط به جا مانده از مير عماد را سرمشق قرار داد. وقتي كه آوازه او در افواه مردم پيچيد ، ناصرالدين شاه قاجار او را دعوت نمود و مدتي به شاگردي نزدكلهر مشق خط نمود. علاقه شاه به وي هيچگاه باعث نگرديد به درآمد دربار متكي گردد و با حقوق اندكي كه از راه كتابت دريافت مي داشت روزگار گذراند، تا سرانجام در سال 1310 ه، ق. بر اثر بيماري وبا درگذشت. كلهر در 24 ساعت ، جزء 6 ساعت كه براي انجام عبادت و استراحت و نظافت مي پرداخت 18 ساعت آن را در اجتهاد براي اعتلاي فن خطاطي مي گذرانده است . آخرين مرحله از زندگاني ميرزا ، بعد علم و عرفان و خط سير فكري اوست ؛ كلهر هنرمندي بود كه در علوم ادبي تسلط كامل داشته و آثار بجا مانده از او مانند « مخزن الانشاء » گواه اين ادعاست . شاگردان : ميراز رضا كلهر اندوخته هاي شاگردان بسياري داشت ، ماهر ترين ايشان سيد مرتضي برغاني ، ميرزا زين العابدين شريف قزيني ، سيد محمود صدر الكتاب ، ميرزا عبدالله خان مستوفي بودند. او همچنين براي مدتي معلم خط ناصرالدين شاه نيز بوده است . از ديگر شاگردان وي فرزندان ميرزا محمد عليخان قوام الدوله بودند آرا و گرايشهاي خاص : ميرزا رضا كلهر پايه خط نستعليق را به جايي رساند كه بعضي وي را هم طراز مير عماد مي دانند؛ به علاوه در خط شكسته وي را بايد از استادان اين خط دانست. عبدالله مستوفي مي نويسد : « ميرزا رضا كلهر همان اصول مير عمادي را تعقيب كرد ولي سليقه هايي در كوتاه كردن مدها و كوچك كردن دوائر و هم چنين تغييراتي در ساير تركيبات حروف در اين خط وارد كرد . البته عمومي شدن اسلوب جديد كار آساني نبود زيرا ساير خطها كه عموما به شيوه مير عمادي مي نوشتند مسلما با اين اسلوب جدي ضديت مي كردند ولي ميرزاي كلهر با اين حرفها از دم در نرفت و شيوه خود را تعقيب كرد و بالاخره توانست خود را به اين درجه برساند كه شيوه و اسلوب او امروز سرمشق خط نستعليق شود و همگي از آن تبعيت نمايند . » دكتر بياني در «احوال و آثار خوشنويسان» مي نويسد : « آنچه مسلم است اينكه ميرزا رضا پايه خط نستعليق را در جايي نهاد كه پس از او كس به آن مقام نرسيده است و قدرت او كمتر كسي از خوشنويسان را دست داده و در واقع شيوه تازه اي در خط نستعليق آورده كه پيش از وي كسي به آن نزديك نشده است . »

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 11:43  توسط ف.سلیمی   | 

آموزش هنرسوم راهنمایی

درس سوم

·         آموزش عملی انواع بافت ومقایسه آنها با یکدیگر

·         تماس فیزیکی برای درک موضوع (به وسیله ی لامسه)

بافت: بافت یارویه یا چگونگی سطح خارجی اجسام یکی دیگر از عناصر بصری است،بافت می تواند حالات مختلفی داشته باشد مانند نرم،زبر،خشک،صیقلی و...بافت می تواند بصری یا قابل لمس باشد ،عکس هایی از درخت یا دیوار سیمانی بیانگر بافت بصری می باشد ولی یک دیوار واقعی هم بصری است وهم لمسی

 

 

تمام اشیایی که در محیط ما وجود دارند هر کدام دارای بافتی برای خود می باشند .بافت یک دیوار کاه گلی را با بافت یک دیوار گچی یا یک دیوار سنگی مقایسه کنید .هر کدام از این سطوح احساس متفاوتی را در ما بر می انگیز ند (احساس زبری ،یا نرمی،بافت خشن یا صاف) بافت عنصری است که با لمس کردن اشیا به راحتی مشخص می شود ولی گاهی تنها با دیدن احساس میشود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1391ساعت 9:41  توسط ف.سلیمی   | 

عوامل تخريب خلاقيت در آموزش كلاسي هنر

عوامل تخريب خلاقيت در آموزش كلاسي هنر

1- هنگامي كه هنر جويان را تشويق مي كنم تا به جاي استفاده از افكار خود از افكار ديگران استفاده كنند، خلاقيت را از بين مي‌برم.

خلق اثر هنري بزرگ به تجربه، خاطرات، مشاهده و يا قدرت تخيل خود كودك بستگي دارد. فعاليت هنري را نمي توان از كودكان يا هنرمندان ديگر الهام گرفت. الهام گرفتن به معناي استفاده كردن و برگرداندن چيزي است، در بعضي موارد بهتر است كه چيزي را ربود. سارقان حق مالكيت را مي گيرند. آنها قصد ندارند آنچه را كه مي ربايند برگردانند.

2- هنگامي كه نمره ها را بدون در نظر گرفتن واكنش هاي فردي تعيين مي كنم ، خلاقيت را از بين مي برم.

نمره هاي بي منطق، اطلاعات مفيدي را كه به پرورش خلاقيت فرد كمك مي كند، فراهم نمي كنند. وقتي ما دلايلي ارائه مي دهيم آيا معيارهاي ما شامل اعتبار خلاقيت مي شوند؟ گاهي اوقات نمره‌ها به جاي رضايت بخش بودن به ما آزار مي رساند. اگر از نمره دادن به عنوان تنبيه استفاده شود، مي تواند منجر به سرپيچي يا مقاومت منفي هنرجو شود مگر آنكه او به بلوغ فكري فوق العاده رسيده باشد. هنگامي كه به فعاليت هاي هنري نمره مي دهيم مي توانيم از انبوهي از نكات مثبت شامل اعتبار رشد و پيشرفت استفاده كنيم. در شيوه‌هاي نمره‌دهي معمول چنين فرض مي‌شود كه ضابطه‌هاي دقيقي وجود دارند كه همه قادرند به آنها دست يابند.

3- هنگامي كه به نماد كليشه اي اجازه مي دهم تا جايگزين تجربه مشاهده اي شوند، خلاقيت را از بين مي برم. مشاهده و نقاشي تصاوير كليشه اي فعاليت هايي ضد خلاقيت هستند. آيا استفاده از زمان براي تصويرگري خلاقانه سازنده نخواهد بود؟

آيا مي توانيم استفاده از قدرت تخيل ، مشاهده و حافظه را تشويق كنيم؟ آيا مي توانيم مانع شكل گرفتن آثار كليشه اي شويم؟ آيا مي توانيم بيشتر تكاليف كلاسي را از كتاب هاي فكري ، مجله ها، دفاتر طراحي و ... انتخاب كنيم كه مي توانند طرح هاي كلاسي ما را در آينده تشكيل دهند؟

4- هنگامي كه مانع از كسب تجربه از سوي هنرجويان مي شوم و مسايل را براي آنها شرح مي دهم، خلاقيت را از بين مي برم.

مي توانم هنگام تشريح مسايل به چيزهاي ديگري فكر كنم اما هنگامي كه از دست هايم استفاده مي كنم و درسي عملي مي دهم نمي توانم به موضوع ديگري فكر كنم.به من بگو اگر گوش كنم شايد چيزي را به خاطر بسپارم، به من نشان بده اگر دقت كنم شايد مدت طولاني تري آن را به خاطر بسپارم، اگر كاري را خود انجام دهم، حتماً ياد خواهم گرفت. هنگامي كه موضوعي را تشريح مي كنم، سؤال هاي اندكي درباره آن چه درس داده ام براي هنرجويان پيش مي آيد. اما وقتي كه هنرجويان را عملاً درگير مي كنم تقريباً همه مشتاق مي شوند تا دوباره فعاليت كنند، در حالي كه از ايده هاي خود استفاده مي كنند. اگر تنها روش آموزش تشريح باشد، فوراً درمي يابم كه هنرجويان در كنار آن به تجربه نيز نيازمندند. تشريح مسائل باعث مي شود ايده هاي ناب پيش از ظهور از ميان بروند.

5- هنگامي كه به جاي توصيف يك مسأله از مثال استفاده مي كنم، خلاقيت را از بين مي برم. دوست دارم در پايان هر درس از

تاريخ هنر، هنرهاي زيبا و بيان فرهنگي مثالهايي بيان كنم. اين شيوه به ما اجازه مي‌دهد تا از آنچه كه آموخته‌ايم به عنوان چارچوب

مثال استفاده كنيم. گرچه وقتي پيش از آموزش از مثال استفاده نمي‌كنم، بايد توضيح بهتري از مسأله ارائه‌كنم وفرصتهاي بيشتري براي

تمرين فعاليت‌دراختيار هنرجويان قرار دهم و به هنرجوياني كه درآغاز راه با مشكل رو به رو


شده‌اند بيشتر توجه كنم. هنگامي كه از مثال استفاده نمي‌كنم بايد زماني را در اختيار هنرجويان قرار دهم تا ضمير ناخودآگاهشان شروع به فعاليت كند. هنگامي كه جواب سؤالها را در اختيار آنها نمي گذاريم بايد به آنها كمك كنيم تا ياد بگيرند افراد خلاق چگونه ايده‌هايي را براي فعاليت خود گسترش مي‌دهند. اين به آن معناست كه ما تفكر درباره مسايل را زودتر از آن چه رخ دهند شروع مي كنيم.

6- هنگامي كه به آراستگي و شكل ظاهري بيش از اثر هنري خلاقانه كه نمايانگر احساسات هنرجو است ، اهميت مي دهم خلاقيت را از بين مي برم. امروز به رعايت نظم و ترتيب در اثر هنري بيش از آنچه بايد اهميت داده مي شود. پيروي از اصول يكسان در آفرينش اثري هنري به هنگام ارزيابي هنر نشاني منفي است. توجه به ظاهر اثر و نه محتواي آن و نيز توجه به كار هنري اثر- محور شيوه خوبي براي از بين بردن خلاقيت هنرجويان و تبديل آنها به موجوداتي منفعل است. آن چه كه مي خواهم مالكيت هنرجو بر اثرش است. به نظر مي رسد آثار هنري شبيه به هم در كارخانه توليد شده‌اند.

در هر معيار ارزيابي بايد به خلاقيت بيش از آراستگي و ظاهر در اثر هنري نمره داد. رعايت نظم و پيروي از اصول خاص يك شيوه است اما جوهره كار را تشكيل نمي دهد. به عنوان يك شيوه مي توان به آن اهميت داد، اما ديگر سبك‌ها را نيز بايد در نظر گرفت.

7- هنگامي كه بدون تمركز بر موضوعي به هنرجويان آزادي مي‌دهم، خلاقيت را از بين مي برم.

درس‌هاي خوب برخي ازاهداف يادگيري خاص رافراهم مي‌كنند. اگر من از هنرجويان بخواهم هر چه كه ميخواهند انجام دهند

اغلب هر چه در گذشته ياد گرفته اند، انجام مي دهند و ميزان تفكر خلاق به صفر مي رسد.هنگامي كه با محدوديت رو به رو هستيم فرصت هاي بهتري براي مبارزه با آنها داريم. هدف اصلي هنرآموز بايد وضع محدوديت‌هاي جالبي براي هنرجويان باشد. وظيفه من تبديل كارهاي سخت به آسان و كارهاي آسان به سخت است. بايد به هنرجو فرصت داد تا خود انتخاب كند، انتخاب هاي او بايد همراه با تفكر خلاق و تصميم گيري باشد و هرگز نوآوري و حل مسئله را حذف نكند. يك درس خوب موجب تمركز هنرجويان مي شود و اين تمركز نياز به اصلاح عادت فكري و كارهاي تثبيت شده دارد.

8- هنگامي كه به جاي مطرح كردن سؤال هاي صريح پيشنهاد مي‌دهم خلاقيت را از بين مي برم.

اغلب از اين كه براي موضوع هاي مختلف جواب هاي هوشمندانه داشته باشيم خوشحاليم، اين در حالي است كه جواب ها را بدون فكر بيان كرده ايم. به اين ترتيب چند امر مهم را از بين مي بريم، هنرجويانمان را بيشتر به خودمان وابسته مي كنيم و باعث مي شويم كمتر به خود متكي باشند. ما به آنها مي‌آموزيم كه خود به تنهايي فكر نكنند. آيا بهتر نيست كه جلوي زبانم را بگيرم- پس از مطرح كردن يك يا دو سؤال به اندازه كافي مكث كنم- اين سؤال ها به هنرجويان كمك مي كند تا بفهمند كه تفكر آنها مهم است. مي‌توانم مسئله را آسان كنم و از آنها بخواهم مسايل كوچكتري را حل كنند كه به حل مسايل بزرگتر كمك مي‌كند.

9- اگر به جاي تدريس شيوه هاي حل مسئله سؤال ها را جواب دهم خلاقيت را از بين مي برم.

 

 

چگونه مي‌توان به هنرجويان كمك كرد تا استفاده از تجربه‌ها براي يافتن سؤالها را بياموزند؟ هنرمندان از چه شيوه‌هايي براي حل مسئله استفاده مي كنند؟ برخي از آنها به قدري اشياء را جابه جا مي كنند تا منظره مناسبي را ايجاد كنند. هنرمندان چگونه از حوادثي كه به دست بشر پديد آمده اند استفاده مي كنند تا ايده هايي را بيابند كه هيچگاه در شرايط عادي به آن دست نمي يافتند؟ برخي از هنرمندان مي دانند كه بايد ايده هاي خود را ساده كنند. برخي از آنها نيازمندند تا روي بي نظمي‌ها كار كنند و نظمي تازه از آن ايجاد كنند. برخي ديگر در آفرينش آثار هنري به مشكلات جهان توجه مي‌كنند. برخي در جست و جوي تحقق زيبايي بي نظير اند. شيوه هاي بسياري براي كارهاي زيبايي شناختي وجود دارد. چگونه مي توان به هنرجويان ياد داد تا آن جا كه مي تواند از شيوه هاي عملي براي كار بر آثار هنري بهره گيرند. هنرآموز وظيفه ندارد تا به سؤال هاي هنرجويان جواب دهد. بلكه او وظيفه دارد به آنان بياموزد كه چگونه اساسي ترين سؤال ها را مطرح كند. همچنين هنرآموز بايد مطمئن شود كه هنرجويان آموخته اند كه شيوه هايي را براي آزمايش ايده هاي تجربي خود ابداع كنند. با اين شيوه هم هنر و هم علم را به هنرجويان مي آموزيم.

 

برگرفته از نشريه آموزش هنر 28 آذر 1384



+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 20:32  توسط ف.سلیمی   | 

 

درس اول   کتاب دوم راهنمایی   

                                

  •          طراحی ونقاشی از میوه ها
  •        سایه روشن
  •       برش مقطعی یا عرضی (کاربرد وهدف از آن)
  •        رعایت تنوع رنگ وفرم

طراحی را ابتدا با خطوط نرم می کشیم بعد می توانیم با خطوط محکم تر پرداختی نهایی روی کار صورت دهیم.

 

 

 

 

برش مقطعی یا عرضی:یکی از شیوه های ترسیم ساختار در طراحی نمایش برش فرضی فرم های استوانه ای ،لوله ای ومدور است. در این روش از طریق مشاهدۀ درون وپیرامون اشیا، یک نوع تصویر اشعۀ ایکس مانند را پدید می آورند .در واقع ،روش طراحی برشی تلاشی است در جهت درک بهتر حجم های منحنی شکل.

برش مقطعی(عرضی )تمهیدی است که طی آن بخشی از موضوع به طور فرضی برش خورده وجدا میشود ولذا دسترسی بصری به محتوای داخلی آن حاصل میشود .

برای انتقال مفهومی از عمق: برش قلب واندامهای دیگر در درس علوم یا مانند برش موتور ماشین در درس مکانیک

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 0:28  توسط ف.سلیمی   | 

  کتاب هنر دوم راهنمایی             درس سوم

مراحل ساده وعملی     *نمایش حجم به وسیله خطوط ساده    *سایه روشن

طراحی را ابتدا با خطوط نرم می کشیم بعد می توانیم با خطوط محکم تر پرداختی نهایی روی کار صورت دهیم تا خطو ط آزمایشی وغیر قطعی کار در پرداخت نهایی ناپدید شود.

شکل ها وسطوح هندسی پایه ای عبار تند از مثلث ،دایره و مربع با قرار دادن سطوح مختلف در کنار یکدیگر می توان حجم را ایجاد کرد.

قبل از پرداختن به جز ییات ابتدا به کل شکل بنگر ید آنگاه مهمترین خطوط آن را ترسیم کرده تا به شباهت مدل نزدیک شوید.

خطوط به کار گرفته باید استوار ،صاف و بدون لرزش باشد از بکارگیری خطوط لرزان و موجدار بپرهیزید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1391ساعت 12:4  توسط ف.سلیمی   | 

چرا به هنر روی می کنیم؟

مردم اغلب در اوقات فراغتشان کار هایی از این قبیل انجام میدهند :داستان می خوانند،شعرمی خوانند ،به سینما می روند ،به موسیقی گوش می کنند،به نمایشگاه های هنر می روند به سیر و سفر می پردازند وبناهای باستانی ومنظره ها را تماشا می کنند؛همه ی این ها فعالیت های زیبا شناسانه است .

مردم به اختیار خویش وبه خاطر خود به این فعا لیت ها می پردازند.و به دنبال هنر و زیبایی هستند مردم این کارها را انجام می دهندبه دلیل آنکه از آن ها لذت می برند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 8:21  توسط ف.سلیمی   | 

سال اول

 

1.     فاصله حروف و کلمات چند نقطه است؟  
الف) نیم نقطه          
ب) یک نقطه            
ج) دو نقطه              
د) یک و نیم نقطه

2.     اولین خط انسانها چه نام داشت؟  
الف) نستعلیق          
ب) میخی                
ج) کوفی                 
د) تصویری

3.     به وسیله ی سایه روشن چه چیزی را می توان نشان داد؟  
الف) نرمی و زبری      
ب) شفافیت و گودی   
ج) صافی ، برجستگی و گودی                             
د) هر سه مورد

4.     کدام هنرمند در نقاشی هایش از درختان بیشتری استفاده می کرد؟  
الف) سهراب سپهری  
ب) نیما یوشیج          
ج) حمید سبزواری      
د) زمان زمانی

5.     نام مدرسه ای که کمال الملک تاسیس نمود چه بود؟  
الف) دار الفنون          
ب) صنایع مستظرفه   
ج) صنایع دار الفنون    
د) الف و ب

6.     بیشتر هنرمندان خوشنویس معاصر ، پیرو شیوه ی ............. هستند.  
الف) میر عماد           
ب) کلهر                  
ج) میر علی تبریزی     
د) الف و ب

7.     کدام خوشنویس فعالیت زیادی در تنظیم قواعد نقطه گذاری برای حروف الفبای فارسی نمود؟  
الف) میر عماد           
ب) کلهر                  
ج) میر علی تبریزی     
د) میرزا احمدنیریزی

  8  .      حرف (( ف )) با چند حرکت قلم نوشته می شود؟                     
    الف)۱         

    ب)۲

   ج)۳

 د)۴
 
9.     کدامیک از موارد زیر با سایه روشن مشخص می شود؟  
الف) نرمی ، زبری      
ب) گودی ، برجستگی 
ج) فرورفتگیها            
د) همه موارد

10. تابلو مبدان کربلا اثر کیست؟  
الف) کمال الملک       
ب) میر عماد             
ج) غلامرضا اصفهانی  
د) هیچکدام

 

سال دوم

 

1.     کمال الملک شاگرد چه کسی بود؟  
الف) عیسی بهادری   
ب) مزین الدوله          
ج) محمد غفاری        
د) کمال الدین بهزاد

2.     از آثار استاد فرشچیان نیست؟  
الف) یتیم نوازی حضرت علی(علیه السلام)          
ب) تداوم         
ج) عصر عاشورا         
د) میدان کربلا

3.     اروپاییان به علم مناظر و مرایا چه می گویند؟  
الف) مینیاتور             
ب) پرسپکتیو            
ج) چشم انداز           
د) ب و ج

4.     اولین قرآنها در اسلام با چه خطی نوشته می شد؟  
الف) نستعلیق          
ب) ثلث                   
ج) نسخ                  
د) کوفی

5.     امروزه از کدام خط بعنوان خط قرآنی استفاده می شود؟  
الف)کوفی               
ب) نسخ                 
ج) ثلث                   
د) نستعلیق

6.     تغییر اندازه ها با دور و نزدیک شدن اشیا به چشم ، همان ........... است.  
الف) مناظر و مرایا      
ب) چشم انداز          
ج) صنعت عکس        
د) الف و ب

7.     بزرگترین نسخ نویس ایرانی چه نام دارد؟  
الف) میر علی تبریزی  
ب) ابن مقله شیرازی  
ج) میرزا احمدنیریزی
د) هیچکدام

8.     استاد فرشچیان از محضر کدام استاد کسب فیض نمود؟  
الف) عیسی بهادری   
ب) مزین الدوله          
ج) کمال الملک          
د) محمد غفاری

9.     در مینیاتور ، استفاده از خطوط نازک و ضخیم را ...... می گویند.  
الف) پرداز                
ب) سایه روشن         
ج) حجم                  
د) قلم گیری

10. هدف از سایه روشن در نقاشی ؟  
الف) معنای مطلق سایه و روشنایی
ب) تاریکی و روشنایی       
ج) بیان حجم        
د) هیچکدام

 

سال سوم

 

1.     کدام گروه رنگها مکمل هستند؟  
الف) زرد ، سبز          
ب) آبی ، سبز           
ج) زرد ، بنفش          
د) آبی ، بنفش

2.     فاصله مناسب چشم با کاغذ هنگام خوشنویسی چقدر است؟  
الف) 50 سانتی متر   
ب) 40 سانتی متر     
ج) 30 سانتی متر      
د) 20 سانتی متر

3.     در دو سطر زیر هم ، طول دو سطر.........
الف) با هم برابر است  
ب) سطر بالا کوتاهتر از پایین است      
ج) با هم برابر نیست       
د) سطر پایین کوتاهتر از بالاست

4.     مکمل رنگ بنفش؟  
الف) سبز                
ب) آبی                   
ج) قرمز                   
د) زرد

5.     از هنر گرافیک در چه مواردی استفاده می شود؟  
الف) سردر مساجد و مکانهای زیارتی 
ب) پیام رسانی تصویری و ارتباط فرهنگی  
ج) فقط صفحه آرایی   
د) طراحی صنعتی و روزنامه نویسی

6.     کدام گزینه غلط است؟  
الف) نور سبب می شود تا رنگ و حجم هر چیز دیده شود                                   
ب) بابالا آمدن خورشیر و نزدیک شدن به ظهر، سایه ها کوتاهتر می شود                
ج) شدت و ضعف نور در چگونگی ایجاد سایه روشن بی تاتیر است                        
د) کم و زیاد شدن نور و فاصله آن با اجسام ، تغییراتی در سایه روشن به وجود می آورد

7.     کدام ترکیب رنگی درست نیست؟  
الف) زرد + آبی = سبز
ب) زرد + قرمز + صورتی                                    
ج) قرمز + آبی + بنفش                                     
د) زرد +قرمز=نارنجی

8.     کدام رنگها سرد هستند؟  
الف) سبز ، قرمز ، آبی
ب) آبی ، سبز ، بنفش    
ج) صورتی ، قرمز ، زرد     
د) قهوه ای ، سبز ، صورتی

9.     کدام گزینه درست است؟  
الف) مجموعه فعالیتهای هنری که در پیام رسانی تصویری و ارتباط فرهنگی به کار می رود ، گرافیک نام دارد.
ب) طراحی جلد و صفحه آرایی مطالب و طراحی علائم و نشانه در حیطه ی گرافیک می باشد.        
ج) از انواع خوشنویسی و طراحی و نقاشی در گرافیک استفاده می شود.              
د) هر سه مورد

10. کدامیک از رنگهای زیر خنثی است؟  
الف) زرد                  
ب) سفید                
ج) آبی                   
د)سبز

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:11  توسط ف.سلیمی   | 

*آموزش علم (قوانین) مناظر ومرایا (پرسپکتیو)          *عمق نمایی در صفحه (سطح)

 *بیا  ن دور ی ونز دیکی اجسا م  

پرسپکتیو:پرسپکتیو باعث ایجاد بعد سوم یا حجم  در تصویر می شود .لازم است هر کس اصول پرسپکتیو را بداند زیرا بیشتر از آنچه که تصور می رود ،مبتدی به آن احتیاج دارد. البته مورد استفاده آن بیشتر در کشیدن ساختمان ها و خیابا ن هاست ولی در طبیعت بی جان و کشیدن صورت وبدن نیز از آن استفاده می شود .به زبان ساده "پرسپکتیو "یا "علم مناظر ومرایا"علمی است بر اساس قوانین واصول هندسی و رعایت آن ُاین امکان را به ما می دهد تا تناسب واقعی اجسام را در فاصله های مختلف به گونه ای نشان دهیم که با تناسبات اصلی مشابهت داشته باشد .استفاده از علم پرسپکتیو باعث می شود که ما بتوانیم حجم سه بعدی را روی سطح دوبعدی کاغذ یا بوم نمایش دهیم .بر اساس قانون پرسپکتیو ُاجسام هراندازه ازما دورتر شوند ُکوچکتر به نظر می رسند .در مقابل ُاشیای نزدیکتر ُبزرگتر دیده می شوند این پدیدار سبب پیدایش دوری و نزدیکی وعمق در اجسام می گردد که علت واقعی آن مربوط به عدسی های موجوددر چشم انسان است.

_خط افق :یا خط هم تراز چشم ،خطی افقی است که در سر تاسر تابلو وجود دارد ،این خط یک خط فر ضی است که موازی زمین بوده و هم ارتفاع چشم نقا ش می با شد .

نقطه ی گریز :یک نقطه ی فرضی است که تمام خطوط موازی در آنجا جمع می شوند ، در یک تصویر ممکن است چندین نقطه ی گریز وجود داشته باشد.

صحبت در باره ی "پرسپکتیو "با"خط افق "آغاز می شود.خط افق ُخطی فرضی و هم ارتفاع چشم نقاش است که موازی با سطح زمین ُدر سرتاسر تابلو کشیده شده است.

"نقطه گریز "یا "نقطه فرار" محلی است که روی خط افق ودرست در مقابل چشم ما قرار دارد وخط های موازی مربوط به سطح های جانبی همه ی اشیای موجود در تابلو ُدر آن نقطه به هم می رسند .نقطه گریز ُبا توجه به محل قرار گیری و زاویه دید نسبت به اشیا بر روی خط افق تغییر می کند وجابه جا می شود .

اصول وقوانین پرسپکتیو:

1-اصل کوچک شدن:بعد مسافت باعث می شود که اشیا کوچکتر به نظر بیایند وتناسب مجازی را جانشین تناسب حقیقی انها کرده است .بنابراین اصل اول عبا رت است از:َ    «هر قدر فاصله ی اجسام از بیننده بیشتر می شود ؛ جسم کو چکتر به نظر می رسد.»

2 – اصل کوتاه شدن :خط یا سطحی که به موازی صورت بیننده است بیشترین اندازه را داراست .ولی هر قدر که نسبت به صفحه صورت مایل (دور ) می شود کوتاهتر به نظر می رسد.

3 – اصل نزدیک شدن : خطوط یا کناره های اشیا که در واقع با هم موازی هستند در فا صله ی دورتر به هم نزدیکتر به نظر می رسند (مثل ریل راه آهن )

تمام خطوط افقی در نقاطی بر روی خط افق همد یگر را قطع می کنند.

 


برچسب‌ها: پرسپکتیو
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 9:45  توسط ف.سلیمی   | 

ارزشیا بی درس هنر:

معلم باید در ارزشیا بی به نکات زیر توجه کند:

1-آیا دانش آموزازپرداختن به کار هنری لذّت می بردواز انجام آن راضی است؟

2-آیا دانش آموز به کار هنری اشتیاق دارد وزمانی را در منزل به این کار اختصاص می دهد ؟

3-آیا دانش آموز به عنا صر بصری (خط،سطح،وزن یا ریتم ،رنگ وترکیب )و گوناگونی این عنا صر واقف است وآن ها را در اثر هنری خود به کار می گیرد؟(در حد دانش آموز دوره راهنمایی)

4-در ارزشیابی،معلّم باید به کارهای هنری گذشته دانش آموز نیز توجه کند.

5-معلم باید سابقه فرهنگی وامکانات محلی ومنطقه ای دانش آموز را در نظر بگیرد.

6-معلم باید مشکلات محلی،منطقه ای ومشکلات خانوادگی واقتصادی دانش آموز را در نظر بگیرد.

7-در ارزشیابی ،معلم باید به ابداعات دانش آموزان(ولو ناپخته وابتدایی) احترام بگذارد و هرگز به تمسخر کار آن ها نپردازد.

به این ترتیب می توان کارها و رفتارو یاد گیری دانش آموز را با کارها وحالت اولیه ی او در کلاس مقایسه نمود ؛

در این صورت می توان تغییرات حاصله را به سه دسته تقسیم کرد:

الف-دانش آموز ،تغییرات وپیشرفت های چشم گیر نموده است .

ب- دانش آ موز،تغییرات و پیشر فت های متو سط و معمولی داشته است .

ج- دانش آموز ،تغییر و پیشرفت خاصی در کار خود ندارد.

به طور خلاصه باید گفت که ارزشیابی حاصل برنا مۀ"آموزش هنر "( مثلاً طراحی یا نقاشی یا شیء ساخته شده)صحیح نیست و معلم

باید میزان یاد گیری ،قدرت تجزیه وتحلیل عینی وهنری ،شوق وعلاقه دانش آموز وسایر عوامل مذکور را در موقع ارزشیابی

ونمره دادن در نظر داشته باشد .باید در نظـــر داشت که در درس آموزش هنـــر ،دادن نمره های  خیلــی  پایین  مثــل

  75/14   ویا    5/9     دلیل محدود بودن بینش آموزشی وهنری معلم است . همین قـــــدر کـــــه دانش آموز به کار هنری

 توجه کرده ووقتی را صرف یادگیری برنامه های هنری نموده است ،این عمل خود به خود امتیازی برای دانش آموز محسوب

 می شود و معلم آگاه هنر می تو اند با دادن نمره های مناسب و کم کردن اختلاف سطح نمره ها شوق دانش آموزان را به هنر

 بیشتر کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 18:50  توسط ف.سلیمی   | 

وظیفۀ یک معلّم آگاه وورزیده در ساعات هنر

1- معلّم هنر باید با شاگردان برخوردی توأم با مهربانی داشته باشد وبا حوصله ومحبّت آثار آن ها را ببیند

ومورد بررسی قرار دهد.

 

2-    دانش آموزان دوست دارند کارشان مورد توجّه معلّم قرار بگیرد وبه همین دلیل تشویق وتعریف معلم سبب

افزایش علاقه وانگیزۀ آنان می گردد

 

3- معلم هنر باید عطوفت خود را بطور مساوی بین دانش آموزان تقسیم کند تشویق بی جهت یا بیش از اندازه

موجب حسادت دیگران می گردد.

 

4- سرکوفت وسرزنش افرادی که آثار کم ارزشی ارایه می دهند سبب بیزاری آن ها از مسایل هنری می گردد

لذا افرادی که کار های ضعیف تری ارایه می دهند نیاز به حمایت و را هنما یی بیشتری دارند و مقایسه آثار آنها

با کارهای بالا نه تنها رقابت ایجاد نمی کند بلکه تنفّر وحسادت و بروز واکنش های نا مساعد را به دنبال دارد.

 

5- معلّمان باید روش صحیح استفاده از ابزار کارو نحوۀ مراقبت ونگهداری از ان ها را به دانش آموزان یاد بدهند

ممکن است عدم پیشرفت دانش آموزان در نتیجۀ ناآشنایی آن ها با کار برد و نحوۀ استفادۀ ازاین ابزارها باشد.

 

6- توجه وسرکشی وراهنمایی صحیح ومستمر سبب تقویت ذهن وتسلّط دانش آموزان خواهد شد.

 

7- دانش آموزان نباید از کار زیاد خسته شوند بنابراین به محض دیدن علایم خستگی برنامه را به نحو زیر تغییر دهید از آنها بخواهید که نقاشی های خود را به دیگران بدهند سپس در بارۀ نقاشی دوستان خود صحبت کنند وهر استنباطی که از تصاویر و نقاشی ها درک می نمایند به سایرین بازگو کنند .

 

8- معلّم باید روحیۀ عمومی کلاس را تشخیص بدهد بطور مثال اگر دانش آموزان در ساعت قبل ورزش داشته اند وخسته به کلاس هنر آمده اند با گشاده رویی و ضمن پرسش از نحوۀ بازی بتدریج التهاب وهیجان ناشی از بازی

را در انها فرو نشاند و ضمناً می تواند با استفاده از صحبت های دانش آموزان در مورد ورزش که علاقه مند هستند برای کار هنری موضوع بگیرد.

9- دانش آموزان برای به وجود آوردن یک اثر هنری نا آگاهانه چشمشان را به کاغذ نزدیک می کنند که توصیۀ فاصلۀ چشم از کاغذ ضروری است.

10- دانش آموز برای به تصویر کشیدن موضوعات نا گزیر به طرح سوال هستند توجه به این سوال ها وراهنمایی

آنها سبب تقویت تصّورات ذهنی آنها می شود که به صورت ساده روی کاغذ منتقل نمایند.

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 18:48  توسط ف.سلیمی   | 

مطالب قدیمی‌تر